راهنما
خرید از خارج کشور
سبدخرید
درباره ما
تماس با ما
ورود :: عضویت
جملات زیبا
جستجو
شماره تماس ما 09019595005
سالگرد ازدواج دلتنگتم ولنتاین دوستی تولد سالگرد ازدواج احمد شاملو فروغ فرخزاد فریدون مشیری دوستی عاشقانه بامزه غمگین شاد و پر انرژی کودکانه شوخی حکیمانه نوروز دعوت تولد تبریک ازدواج کریسمس شب یلدا روز پدر روز معلم قدردانی دعوت رسمی خداحافظی روز مادر فارسی انگلیسی دلتنگتم آرزو/دعا حمید مصدق سعدی سهراب سپهری ولنتاین استاد شهریار حافظ نظامی حسین منزوی مولانا تسلیت آرزوی موفقیت
مناسبت شاعر یا نویسنده تم متن زبان
ای ما و 
صد چو ما
ز پی تو 
خراب و مست

 ما
بی‌تو خسته‌ایم 
تو
 بی‌ما چگونه‌ای؟


اگر کسی به ما بگوید که عاشق گل است
اما ببینیم که اغلب فراموش می کند به گل هایش آب بدهد، عشق او را به گل باور نمی کنیم.
عشق عبارتست از رغبت جدی به زندگی و پرورش آنچه بدان مهر می ورزیم.
زمانی که رغبت جدی وجود نداشته باشد عشقی هم در کار نیست.


خانواده همیشه هم خون بودن نیست
خانواده یعنی آدمهایی در زندگیتان که
خواهان شما در زندگیشان هستند .
.آنهایی که شما را همانگونه که هستید میپذیرند.
کسانی که حاضرند هر کاری بکنند تا لبخند را بر لبانتان ببینند،
و
کسی که در هر شرایطی دوستتان دارد...
هر روز سپاسگزارم برای:
شب هایی که به صبح می رسند،
دوستانی که بخشی از خانواده مي شوند
رویاهایی که تحقق می یابند و
علاقه هایی که به عشق تبدیل می شوند.
خـوشـبـخـتـی
مـلاقـاتِ دوبـاره چـشـم هـای تـوسـت
حـتــی اگــر در نـگـاه تــو ،
تـصـویـری از رویـای بـاهَـم بـودنمـان نـبـاشــد . . .

از همه سوی جهان جلوه او می بینم
جلوه اوست جهان کز همه سو می بینم
 چون به نوروز کند پیرهن از سبزه و گل
آن نگارین همه رنگ و همه بو می بینم...
هر جای این جهان
که ز ایران نشانه ای ست
در پیشواز نوروز
از شور و شادمانی
از پرچم و چراغ
از سبزه و بنفشه
گل آذین و تابناک
جان پاک، خانه پاک، دل پاک، عشق پاک
چشمی به راه باشد
مشتاق و بی قرار
کاین پنج روز زندگی آموز می رسد.
دیروز را به خاطره بسپار و
بازگرد
و آن را عزیزدار
که امروز می‌رسد.
به سلامتی بعضی از خاطرات خوشی که هنوزم وقتی

یادشون میوفتی با یه لبخند کوچولو کنج لبت تا چند لحظه

حال و هواتو بدجوری عوض میکنه...!
بخند ای عشق ای امید فردا که من خندیدنت را دوست دارم
به باغ خاطرم هر روز و هر شب تو را تنهای تنها دوست دارم
منم چون ماهی افتاده در شن تو را مانند دریا دوست دارم
نگاهی کن به من ای عاشق دل تو را مانند رویا دوست دارم
روز اول خیلی اتفاقی دیدمت…
روز دوم الکی الکی چشمهام به
چشمت افتاد…
هفته بعد دزدکی بهت نگاه کردم…
ماه بعد شانسی به دلم نشستی
وحالا سالهاست یواشکی دوست دارم...

چه گویم بغض می گیرد گلویم...
اگر با او نگویم با که گویم...
فرود آید نگاه از نیمه راه...
که دست وصل کوتاه است کوتاه...
نهیب باد تندی وحشت انگیز...
رسد همراه بارانی بلاخیز...
بسختی می خروشم: های باران!
چه می خواهی ز ما بی برگ و باران؟!؟
برهنه بی پناهان را نظر کن...
در این وادی قدم آهسته تر کن...
شد این ویرانه ویرانتر چه حاصل؟؟
پریشان شد پریشانتر چه حاصل؟؟
تو که جان می دهی بر دانه در خاک...
غبار از چهره گلها می کنی پاک...

غم دلهای ما را شستشو کن...

برای ما سعادت آرزو کن...

تو+خاطراتت+چشمانت+دستانت+لبخندت+اشکت……. چند نفر به یک نفر؟!

تـن تـو آهـنگی است و تـن من کلمه ای است که در آن می نـشیند...

تا نـغمه ای در وجود آیـد...

سروده ی که تـداوم را می تـپد...

در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست: قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد.

و در سکـوتـت همه صداها فـریـادی که بـودن را تـجربـه می کـند.

روزهایـی کـه بـی تـو می گـذرد...

گـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـاش...

آرزو بـاز می کـشد فـریـاد:

در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش!..!!

تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ،

که با ایـن هـمه شـوق چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـریـزم نـیست...